تخصصی ترین گفتاردرمانی در کرج:حس آمیزی در افراد

تخصصی ترین گفتاردرمانی در کرج:حس آمیزی در افراد

حس آمیزی در افراد

حس‌آمیزیSynesthesiaشرایطی عصب‌شناختی است که در آن تحریک یک گذرگاه حسی یا شناختی به تجربه‌ای خود به خود و بی‌اختیار در یک گذرگاه حسی یا شناختی دیگر می‌انجامد. به عبارت دیگر سینستزیا یک وضعیت ادراکی است که در آن تحریک یک حس موجب راه اندازی و برانگیختگی غیر ارادی و اتوماتیک حسی دیگر می شود.
به طور ساده سینستزیا به این معناست که وقتی یکی از حواس یا قسمتی از آن فعال می شود یکی دیگر از حواس نامربوط و یا قسمتی از آن نیز به طور هم زمان فعال می شود .به طور مثال وقتی شخص یک صدا را می شنود بلافاصله یک رنگ یا فرم را در ” چشم ذهن ” خود می بیند. به این افراد سینستت می گویند.
سینستزیا ممکن است میان ترکیبی از حس ها و یا حتی مسیرهای شناختی رخ دهد.
سنستزیا پدیده ای کاملاً غیر ارادی است، شخص نیازی ندارد به طور آگاهانه از حس دومش استفاده کند. این تجربه به تنهایی و در پاسخ به یک محرک حاصل می شود. در نتیجه فرد نمی تواند آن را کنترل کند. هم چنین سینستزیا بسیار پایدار است و در سنین کم شکل گرفته و با گذر زمان تغییر نمی کند. از سویی دیگر به گفته برخی دانشمندان این توانایی ژنتیکی است و نمی توان آن را نوعی اختلال نامید. چون این توانایی فرد را از انجام کارهای خود باز نمی دارد. دانشمندان معتقدند که حواس این افراد با هم ادغام شده و با تحریک یکی از حواس پنج گانه آنها، حس دیگر هم تحریک می شود.

افراد مبتلا به اتیسم ممکن است بیش از دیگران سینستزیا داشته باشند، مشکلی که در آن افراد ترکیبی از حس های خود را تجربه می کنند مثل شنیدن مزه ها و شکل ها و دیدن اعداد در رنگ ها.
محققان ۱۶۴ نفر مبتلا به اتیسم و ۹۷ نفر بدون اتیسم را با دادن پرسشنامه های آنلاین به آن ها بررسی کردند. ارزیابی شامل این بود که آیا آن ها سینستزیا دارند یا خیر. آن ها دریافتند که سینستزیا در حدود ۷ درصد افرادی که اتیسم ندارند، اتفاق می افتد، رقمی که در طیف نرخ های گزارش شده در قبل قرار دارد.
در مقابل ۱۹ درصد افراد مبتلا به اتیسم به نظر می رسید که سینستزیا دارند که این مسئله مطابق با مطالعه منتشر شده در مجله اتیسم مولکولی بود.
یافته ها ممکن است نگرش های جدیدی در فاکتورهای مشترکی فراهم کند که زمینه ساز رشد مغز در این شرایط مجزا می باشند.

 

 

مطابق با یک فرضیه افراد مبتلا به سینستزیا ارتباطات عصبی بیشتری بین مناطق مغز در مقایسه با افرادی که این مشکل را ندارند، دارند. به طور مشابه، مطالعات نشان می دهد که، در حالی که افراد مبتلا به اتیسم ارتباطات عصبی کمتری بین بخش های دور مغز دارند، ارتباطات کوتاه تر یا موضعی تری در بعضی مناطق مغزی وجود دارد.
احتمال دارد که پروسه نرمال قطع ارتباطات عصبی در اوایل زندگی در هر دو شرایط تحت تاثیر قرار گرفته باشد و افراد مبتلا به اتیسم یا سینستزیا بعضی ارتباطات را حفظ می کنند که افراد دیگر طی رشد مغزی خود، آن را از دست داده اند.
این نظر به محققان یک راه جدید جالب برای تحقیق بر روی ژن ها می دهد که بین این دو مشکل تسهیم شده اند و می تواند نقشی در این مسئله ایفا کند که چطور مغز ارتباطات عصبی را شکل می دهد یا از دست می دهد.
در مطالعات انجام شده در حیطه سینستزیا در دانشگاه کمبریج محققین علت پدیده حس آمیزی را مکانیزم آپوپتوز Apoptosis می دانند. این مکانیزم به پدیده هرس مغزی که در دوره اولیه رشد اتفاق می افتد اشاره دارد.
این هرس به طور طبیعی جهت آماده سازی مغز جهت تبادلات محیطی – شناختی انجام می گیرد.
بیشتر تجربه های سینستزیا بصری هستند اما سینستزیا می تواند شامل هر جفت حس هم باشد.
در میان ۳۱ نفر مبتلا به اتیسم در مطالعه که سینستزیا داشتند، متداول ترین فرم ها مشکل رنگ گرافم بود که در آن حروف به صورت رنگی دیده می شود و صدا- رنگ که در آن شنیدن یک صدا تجربه بصری رنگ را تحریک می کند. فرم های دیگر سینستزی گزارش شده مزه ها، لمس یا بوهایی بودند که تجربه بینایی رنگ را تحریک می کند.
افراد مبتلا به اتیسم سطوح بالای حساسیت بیش از حد حسی را گزارش می کنند. این مطالعه جدید یک گام بیشتر در تعیین سینتزیا به عنوان مسئله حسی است که در این جمعیت نادیده گرفته شده است.
این نتایج مطرح می کند که بعضی افراد مبتلا به اتیسم تجربه سینستزیا دارند که ممکن است بر رفتار روزانه آن ها، ترجیحات و بیزاری های آن ها اثر بگذارد- درست همان طور که سینستزی می تواند بر رفتار افراد بدون اتیسم اثر بگذارد.

 

 

در حال حاضر وجود اکولالیا یک حالت مثبت در کودک دارای اتیسم است.Lovas متوجه شد که وجود اکولالیا یک پیش آگهی مهم در رشد بعدی زبان است. به نظر وی اکولالیا ماده اولیه و زمینه ساز رشد بعدی زبان است. Howline متوجه شد که بچه های اتیستیک که اکولالیا دارند، در آینده گفتار خوبی داشته و نیازی به آموزش زبان متمرکز ندارند. اگر ما این نظریه که اکولالیا یک مرحله طبیعی از رشد گفتار است را قبول کنیم، بنابراین ادامه دار شدن آن به معنای باقی ماندن کودک در یک مرحله از رشد گفتار است و به نظر می رسد که غلبه بر آن جهت رشد گفتار مهم است. Lovas معتقد است کودکانی که مدتی خاموش بودند و بعد رشد گفتاری خوبی داشتند، به طور حتم در دوره رشد گفتارشان یک مرحله اکولالیا داشته اند.

Related posts